کد نوشته :257۱۳۰۲ |

شبکه‌های خشم و امید

مقدمه

کتاب شبکه‌های خشم و امید، جنبش‌های اجتماعی در عصر اینترنت[۱]، آخرین اثر مانوئل کاستلز، در سال ۱۳۹۳ از سوی نشر مرکز و با ترجمۀ قابل قبول مجتبی قلی‌پور منتشر شده است. همین مترجم در سال ۱۳۹۲ از طریق انتشارات رخداد نو کتاب دیگری از کاستلز با نام تئوری شبکه‌ای قدرت: گفتارهایی در باب سیاست جامعۀ اطلاعاتی را ترجمه کرده بود.[۲] همان‌طور که مترجم در پیش‌گفتار خود بر کتاب خشم و امید گفته است، مطالعۀ کتاب تئوری شبکه‌ای قدرت نقش بسزایی در فهم بهتر آخرین کتاب کاستلز خواهد داشت. اما، یقیناً، مهم‌ترین اثر کاستلز عبارت است از کتاب سه‌جلدیِ عصر اطلاعات: اقتصاد، جامعه و فرهنگ که در دهۀ ۸۰ در کشورمان ترجمه شده است. کاستلز در این کتاب سه‌جلدی مشارکت اصلی خود را در چهارچوب رشتۀ ارتباطات به جامعۀ علمی ارائه کرده است. با این حال، وجه بین‌رشته‌ایِ مطالعات وی که ناشی از دانش گسترده‌اش در حوزه‌های مختلف علوم اجتماعی است، باعث شده تا مخاطبین وی فراتر از متخصصین حوزۀ ارتباطات باشند. البته ماهیت موضوع مورد مطالعۀ وی یعنی جامعۀ نوظهور اطلاعاتی و شبکه‌ای نیز مزید بر علت بوده است. همین خصوصیت، در کتاب شبکه‌های خشم و امید نیز دیده می‌شود. کتاب در برخی مواقع، به میدان درگیری تئوری‌های متنوع روابط بین‌الملل بدل شده است؛ در جایی ایده‌های آلتوسریِ کاستلز خودنمایی می‌کند؛ حتی مهندسین ارتباطات و پژوهشگران عصب‌پژوهی اجتماعی[۳] نیز در مواقعی می‌توانند با کتاب دیالوگ برقرار کنند.

کتاب، مشتمل بر هشت فصل مجزا و نسبتاً متفاوت است. کاستلز بعد از ارائۀ توضیحی مختصر دربارۀ زمینه و علت نگارش کتاب و البته سپاس‌گزاری‌های متعارف، در فصل اول به توضیح چهارچوب نظریِ حاکم بر کار پرداخته و سپس در فصل دوم موردپژوهشی خود را از تونس و ایسلند به مثابه پیشگامان جنبش‌های اجتماعی شبکه‌ای شدۀ معاصر آغاز کرده است. فصل سوم، به‌تنهایی، به ابعاد متنوع و فراوان انقلاب مصر اختصاص یافته است و در فصل چهارم تحلیل جامعی از انقلاب‌های عربی ارائه شده است. کاستلز در فصل پنجم و ششم، روند موردپژوهشی خود را با پرداختن به جنبش خشمیگن‌ها ذر اسپانیا و جنبش اشغال وال‌استریت در ایالات متحده ختم می‌کند. فصل‌های هفتم و هشتم، به طرح نتایج، ایده‌ها و افق‌های پیشِ‌رو اختصاص دارد. هم‌چنین ضمایم فصول، در انتها در قالب یک بخش مجزا آمده است. کتاب‌شناسی، واژه‌نامه و نمایه از دیگر بخش‌های کتاب است.

ماهیت جنبش‌های نوظهور اجتماعی

از نظر کاستلز، تغییر اجتماعی از کنش ارتباطی منتج می‌شود که شامل اتصال بین شبکه‌های مغز انسان‌هاست که بر اثر سیگنال‌های صادرشده از محیط ارتباطی از طریق شبکه‌های ارتباطی برانگیخته شده‌اند. تکنولوژی و ریخت‌شناسی این شبکه‌های ارتباطی فرآیند بسیج و بنابراین تغییر اجتماعی را هم به عنوان فرآیند و برونداد شکل می‌دهد. کاستلز، جنبش‌های اجتماعی سالیان گذشته را با نام خودارتباطی توده‌ای نام‌گذاری می‌نماید. از نظر وی، ارتباطات بزرگ‌مقیاس در سالیان گذشته دگرگونی فنی و سازمانیِ عمیقی را تجربه کرده است. «این خودارتباطی توده‌ای مبتنی است بر شبکه‌های ارتباطی تعاملی و چندسویه در اینترنت و حتی بیشتر از آن در شبکه‌های ارتباطی بی‌سیم که اکنون در همه جا سکوها یا پلتفورم‌های ارتباطی رایج هستند.»[۴] کاستلز معتقد است برخی ویژگی‌های مشترک در جنبش‌های شبکه‌ای وجود دارد و باعث شکل‌گیری الگوی یکه‌ای می‌شود: جنبش‌های اجتماعی عصر اینترنت. برخی ویژگی‌های مشترک این جنبش‌ها و تبعات آنها عبارتند از:

  • این جنبش‌ها در اشکال مختلف شبکه‌ای هستند: اگرچه جنبش‌ها به واسطۀ اشغال‌ها و راهپیمایی‌های خیابانی معمولاً ریشه در فضای شهری دارند، اما موجودیت مداوم آنها درفضای اینترنت محقق می‌شود. این قابلیت آنها را در بقا بدون اتکا به رهبری رسمی، مرکز فرماندهی و کنترل یا سازمانی عمودی برای توزیع اطلاعات یا دستورالعمل‌ها افزایش می‌دهد. مرکززدایی شدن، بی‌مرز بودن، کاهش امکان سرکوب و افزایش معنادار مشارکت‌کنندگان در جنبش از دیگر تبعات این ویژگی است.
  • اگرچه جنبش‌ها در شبکه‌های اجتماعی آغاز می‌شوند، تنها با اشغال فضای شهری تبدیل به جنبش می‌شوند، حال چه اشغال میدان‌های عمومی باشد یا استمرار راهپیمایی‌های خیابانی. این پیوند فضای سایبر و فضای شهری، فضای سوی را پدید می‌آورد که کاستلز آن را فضای خودمختاری نامیده است.
  • این جنبش‌ها به طور همزمان محلی و جهانی هستند.
  • از لحاظ پیدایش، این جنبش‌ها تا اندازه‌ای خودجوش‌اند و معمولاً بر اثر خشم شدید که یا مرتبط با یک رویداد خاص یا اوج نفرت از کنش‌های حاکمان است، برانگیخته می‌شوند.
  • این جنبش‌ها به تبعیت از منطق شبکه‌های اینترنتی ویروسی هستند. دیدن و شنیدن اعتراض‌ها در جاهای دیگر، حتی در زمینه‌های کاملاً متفاوت و فرهنگ‌های مختلف، الهام‌بخش بسیج می‌شود زیرا امید به امکان تغییر را برمی‌انگیزد.
  • گذار از خشم به امید از طریق هم‌اندیشی در فضای خودمختاری محقق می‌شود. تصمیم‌سازی‌ها معمولاً در مجمع‌ها و کمیته‌های تعیین‌شده در مجامع اتفاق می‌افتد. این جنبش‌ها بی‌رهبرند، نه به دلیل فقدان رهبری نیرومند بلکه به دلیل بی‌اعتمادی عمیق نسبت به هرگونه نمایندگی و تفویض قدرت. نوعی خودحکومتی[۵] بر این جنبش‌ها حاکم است. این به طور همزمان هم یک رویۀ سازمانی و هم یک هدف سیاسی یعنی استوار کردن شالوده‌های دموکراسیِ واقعی آینده از طریق تمرین در جنبش است. هم‌چنین افقی بودن شبکه‌ها باهم‌بودن و همبستگی را تقویت می‌کند و نیاز به رهبری رسمی را کاهش می‌دهد.
  • این جنبش‌ها به‌شدت خودتأمل‌گر[۶] و بدون خشونت هستند و بحث‌های بسیاری را برای تنقیح اهداف، ماهیت مبارزه، چرایی شکست جنبش‌های قبلی و… به راه می‌اندازند. با این حال، این جنبش‌ها به‌ندرت، دارای برنامه‌های مدون سیستماتیک هستند و بیشتر به دنبال تغییر ارزش‌های اجتماعی و سیاسی از پایین به بالا هستند.

همانطور که ذکر گردید سه فصل ابتدایی کتاب ناظر بر جریانات خیزش‌های عربی است. از منظر کاستلز، امواج جنبش‌های عربی از تونس و مصر گرفته تا الجزایر، لیبی، اردن، بحرین، یمن و…، گرچه همگی در حول و حوش موضوعاتی چون کرامت، نان، تبعیض و تحقیر قابل توضیح هستند،[۷] از حیث عاقبت تبارهای گونه‌گونی را از سر گذراندند. در برخی از کشورها نظیر عربستان سعودی، اعتراضات به علل مختلف ناکام ماند و از بین رفت. در دیگر موارد، نظیر مراکش، اردن، الجزایر و عمان، خیزش‌ها با ترکیبی از سرکوب و امتیازدهی حکومت‌ها فرو نشستند. در بحرین سرکوب وحشیانه با حمایت سعودی‌ها جمعیت معترضین را به خاک و خون نشاند. در یمن، لیبی و سوریه، جنبش‌هایی که در آغاز مسالمت‌آمیز بودند با خشونت حداکثری دیکتاتورها مواجه شدند و به مرتبۀ جنگ داخلی تنزل یافتند؛ جنگ‌هایی که این کشورها را تبدیل به میدان‌های نبردی کرد که رقبای ژئوپلیتیکی در آن به نبرد برای تثبیت نفوذ خود پرداختند. از نظر کاستلز، درافتادن کشورها به جنگ داخلی، در عمل، علاوه بر وارد آوردن خسارت‌های جبران‌ناپذیر بر پیکرۀ کشور و ملت، جنبش‌های اجتماعی و آرمان‌های صلح، دموکراسی و عدالت را نیز از بین می‌برد.

نفوذ بالای تلفن همراه، اینترنت و شبکه‌های اجتماعیِ نوظهور نظیر توئیتر، فیس‌بوک و… در این کشورها و با توجه به جوان بودن افراد دخیل در جنبش‌های عربی؛ کاستلز نتیجه گرفته است که جامعۀ شبکه‌ای‌شدۀ نوظهور اثر علّی قابل توجهی در بروز اعتراضات و جهت‌گیری خاص آنها داشته است.[۸] همچون نمونه‌های تونس و مصر، بیشتر خیزش‌های عربی با سازماندهی، بحث و فراخوان در اینترنت آغاز شدند و در فضای شهری ادامه یافتند و شکل گرفتند. بنابراین، شبکه‌های اینترنتی نوعی فضای خودمختاری فراهم کردند که جنبش‌ها در اَشکال مختلف و با نتایج متفاوت بسته به زمینۀ اجتماعی‌شان از این فضا ظهور کردند. کاستلز با تمایزگذاری میان فناوری و اینترنت، معتقد است گرچه فناوری به خودیِ خود جنبش‌های اجتماعی و اساساً هیچ رفتار اجتماعی را تعیین نمی‌کند، اینترنت و شبکه‌های تلفن همراه فقط ابزار نیستند، بلکه اشکال سازمانی، مظاهر فرهنگی و سکوهای خاصی برای خودمختاری سیاسی‌اند.[۹]

از منظر کاستلز، اینترنت شرایط را برای شکلی از عمل مشترک فراهم می‌کند که به جنبش بی‌رهبر امکان بقا، هم‌اندیشی، هماهنگی و گسترش می‌دهد. «علاوه بر این، ارتباط عمیق‌تری بین اینترنت و جنبش‌های اجتماعیِ شبکه‌ای‌شده وجود دارد: آنها هر دو در یک فرهنگ خاص مشترک‌اند، فرهنگ خودمختاری، که می‌توان آن را فرهنگ بنیادین جوامع معاصر دانست.»[۱۰] ویژگی فرهنگی دیگری که کاستلز از آن تحت عنوان فردشدگی[۱۱] یاد می‌کند که از جنبش‌های اجتماعی دهۀ ۱۹۷۰ میلادی نشأت گرفته است. فردشدگی عبارت است از گرایشی فرهنگی که بر برنامه‌های فرد به عنوان مهم‌ترین اصل جهت‌دهنده بر رفتار او تأکید می‌کند. فردشدگی همان فردگرایی نیست، زیرا برنامۀ فرد ممکن است به سوی کنش جمعی و آرمان‌های مشترکی چون حفظ محیط زیست یا ایجاد اجتماع جهت‌گیری شده باشد، اما فردگرایی بهزیستی فرد را هدف نهایی برنامۀ فردی‌شدۀ خود قرار می‌دهد.

کاستلز با ارجاع به مطالعاتی که از سوی سایر محققان صورت گرفته است، معتقد است که گسترش و کاربرد فناوری اطلاعاتی و ارتباطی، در چهارچوب شماری از عوامل زمینه‌ای، به تسهیل دموکراتیزاسیون، تقویت دموکراسی، افزایش مشارکت مدنی و استقلال جامعۀ مدنی می‌انجامد و راه را برای دموکراتیزاسیون دولت و نیز افزایش چالش‌های دیکتاتوری‌ها هموار می‌کند. خیزش‌های عربی فرآیندهای بسیج خودجوشی بودند که از فراخوان‌های اینترنتی و شبکه‌های ارتباطی بی‌سیمِ مبتنی بر شبکه‌های اجتماعی از پیش موجودی ظهور کردند که هم به شکل دیجیتال و هم به شکل چهره به چهره در جامعه وجود داشتند. به عبارت دیگر، این جنبش‌ها، از نظر کاستلز، از سوی سازمان‌های سیاسی رسمی واسطه‌گری نشده بود و جوانان به علل متعددی به ایشان اعتماد نداشتند. در واقع شبکه‌های دیجیتال و اشغال فضاهای شهری، در تعاملی نزدیک با هم، سکویی را برای سازماندنی و هم‌اندیشی مستقلانه فراهم کردند که خیزش‌ها مبتنی بر آن بود.

[۱]. Networks of Outrage and Hope. Social Movements in the Internet Age. Cambridge, MA, Polity Press (2012) ISBN 978-0-74-566284-8

.[۲] البته کاستلز کتابی با این عنوان ندارد و قلی‌پور، چنانچه در پیش‌گفتارش بر کتاب شبکه‌های خشم و امید نوشته، سه مقاله از کاستلز را گردآوری و ترجمه کرده است.

[۳]. Social neuroscience

[۴] . ص ۱۸۵

[۵]. Self-government

[۶]. Self-reflective

.[۷] فصل چهارم

[۸] . البته کاستلز به این مهم اشاره کرده که اینترنت نمی‌تواند به طور مستقل مبنع علیت اجتماعی باشد. (ص ۱۹۳)

[۹]. ص ۹۳

[۱۰]. ص ۱۹۴

[۱۱] . individuation

[ssba]

دیدگاه ها