کد نوشته :296۱۰۰۳ |

نسبتِ آرمان شهر خدا با واقعیت

آگوستین در کتاب شهر خدا، وعده تشریح شهری آرمانی (شهر خدا) را می­‌دهد، که مؤمنان در آن به سعادت واقعی می‌رسند. بحث آگوستین از شهر آرمانی، این سؤال را پیش می­‌آ­ورد، که آرمانی که آگوستین، با طرح شهر خدا در پی آن است، چه نسبتی با حیات واقعی مؤمنان بر روی زمین دارد؟ درواقع نسبت این آرمان با واقعیت چیست؟ آیا آرمانی که آگوستین در شهر خدا، در پی آن است، این‌جهانی است یا آن‌جهانی؟ شهر خدا قرار است کجا محقق شود؟ آیا شهر خدا همان بهشت آن‌جهانی است یا منظور از شهر خدا اتوپی این‌جهانی‌ست؟ تفاوت شهر خدا با اتوپی چیست؟

به نظر می­‌رسد شهر خدا در نظر آگوستین، نسبتی با اتوپی ندارد، شهر خدا با بهشت نسبت بیشتری دارد. چراکه اتوپی در این جهان اتفاق می­‌افتد و از این‌رو در نسبت با توسعه و پیشرفت تاریخی است و این‌جهانی بشمار می­‌رود. با توجه به همین نکته است که بر اساس دیدگاه آگوستین، سیاست نمی­‌تواند صورتی معنوی و دینی بگیرد؛ چراکه دوگانه­‌ای که او بین شهر خدا و شهر زمینی می­‌گذارد، اساسی‌ست.

یکی دیگر از زمینه­‌های بحث­های فلسفی در عصر روشنگری را می­‌توان در بحث آگوستین از تاریخ مشاهده نمود. آگوستین با استدلال­‌های تاریخی که در کتاب شهر خدا می­‌کند، نوع نگاه متفاوتی را به تاریخ مطرح می­‌کند که بعدها توسط کسانی چون «يواخيم فيوره» (۱۲۰۲/۱۱۳۵ م) و «هگل» به اندیشه تاریخی و فلسفه‌ی تاریخ، بدل می­‌شود. آگوستین در کتاب شهر خدا تاریخ را موضوع استدلال قرار می­‌دهد و این نکته مهمی است که در شهر خدا اتفاق افتاده است. او اولین کسی است که برای استدلال کردن به تاریخ مراجعه می­‌کند (فصل ۱-۷). آگوستین تحول مهمی در نگاه به تاریخ ایجاد می­‌کند و آن، این است که او تاریخ را که از نظر یونانیان دوری بود، به تاریخ خطی بدل می­‌کند. در نگاه خطی به تاریخ، عنصر پیشرفت، مهم­ترین مقوله در بحث از تاریخ است؛ چراکه تاریخ در مسیر خطی و روبه‌جلوی خود تحول و پیشرفت را ممکن می­‌کند و این، زمینه اصلی شکل‌گیری اندیشه پیشرفت در مغرب زمین بشمار می­‌رود که با دکارت آغاز ‌شده و با کانت و هگل، به اوج خود می­‌رسد.

یکی دیگر از مهم‌ترین تمی­‌ها و اسلوب­‌هایی که در کتاب اول به‌ وضوح قابل ‌مشاهده است، دوگانه‌سازی است که آگوستین انجام می­‌دهد: درون- بیرون/ روح- جسم/ فرد- جمع/ انسان- جهان/ این جهان و آن جهان/ شهر خدا- شهر زمینی و … . در آگوستین این دوگانه‌سازی اصیل می­‌شود و تمام تفکر غربی را ذیل خود قرار می­‌دهد. بدون توجه به این تفکر دوگانه­‌ها، نمی­‌توان تفکر غربی را فهمید. در سنت آگوستینی همواره یک‌طرف این دوگانه بر دیگری رجحان داده می­‌شود و همواره اصالت با روح و آن جهان و شهر خداست و نه در جسم و بیرون و شهر زمینی.

تأکید آگوستین بر ایمان و انسانیت درون، در کتاب شهر خدا از منظر برخی، آغاز تفکر سوژه‌محور در فلسفه غرب بشمار می­‌رود (ص ۳۸). درواقع آگوستین با این دوگانه‌سازی‌ها در حال درست کردن دستگاهی است که در آن، ‌همه‌چیز درونی است و ارزش­‌ها، همه ریشه درونی دارند. در این دستگاه، آن‌چه که بیرونی و این‌جهانی است مذموم شمرده می‌شود (ص ۳۹). او با بیان عبارتی از کتاب مقدس به این دوگانه اشاره می­‌کند:

گنج­‌ها برای خود بر زمین نیندوزید، جایی که بید و زنگ زیان می­‌رساند و جایی که دزدان نقب می­‌زنند و دزدی می­‌نمایند. بلکه گنج­‌ها به جهت خود در آسمان بیندوزید، جایی که بید و زنگ زیان نمی­‌رساند و جایی که دزدان نقب نمی­‌زنند و دزدی نمی­‌کنند؛ زیرا هر جا گنج توست، دل تو نیز در آن‌جا خواهد بود. (ص ۳۹)

آگوستین در بحث از تجاوز به قدیسان در کتاب اول؛ اهمیتی که برای درون قائل است را مورد تأکید قرار می­‌دهد. در نظر او پاکی، درونی است و از این‌رو، موضوعی مرتبط به روح است. پاکی، این است که در آن زن مسیحی نخواسته است زنا کند، اما اگر به‌زور مورد تجاوز قرار گرفت، آلوده نشده است. در نظر آگوستین ناپاک شدن جسم اهمیتی ندارد. بلکه ناپاکی، آن زمان است که روح خواسته باشد و درون میل به زنا پیدا کرده باشد.

در نخستین گام باید بیان و مسلم شود که فضیلت یعنی خوب زندگی کردن در روح استقرار یابد و از آن‌جا بر اندام­‌های جسم، فرمان می­‌راند و جسم با اراده‌ مقدس، مقدس می­‌شود. (ص ۴۸).

اهمیت و جایگاهی که آگوستین برای انسان قائل است، نکته تأمل برانگیز دیگری‌ست؛ در اندیشه آگوستین گونه­‌ای اومانیسم وجود دارد که در آن، انسان خود را از جهان جدا می­‌کند و وجود انسان وجودی متمایز است.

پس این یاوه‌گویی‌ها را رها کنیم و از «قتل مکن» بفهمیم که این فرمان، نه شامل نباتات می­‌شود، زیرا آن‌ها حس ندارند و نه حیوانات غیرمنطقی، که پرواز یا شنا می­‌کنند، راه می­‌روند یا می­‌خزند، زیرا آن‌ها در عقل با ما شریک نیستند و تدبیر عادلانه آفریدگار آن‌ها را مطیع ما کرده است، تا آن‌ها را برای استفاده خود بکشیم یا زنده نگه‌داریم. (ص ۵۴)

این‌که آگوستین در مورد کشتن حیوانات و نباتات سخن می­‌گوید و تصرف در آن‌ها را مجاز می­‌شمارد، به‌گونه‌ای اومانیسم است که انسان به‌واسطه آن خود را از جهان جدا می­کند و این، امکان تصرف در جهان را برای انسان فراهم می­‌آورد (ص ۵۴).

این بارقه­‌های اندیشه اومانیستی در بحث از دو‌آلیسم جسم و روح نیز کاملاً شفاف است. در اندیشه آگوستین اصالت از‌آن روح است و نه جسم (ص ۴۸). این آغاز اندیشه سوژه است، اندیشه­ای که پس از نیچه مورد چالش قرار می­‌گیرد و در آن، بدن، اهمیت می­‌یابد. نیچه در نقد تفکر غربی و سوژه محوری، جسم و بدن را اصالت می­‌بخشد. چراکه با به چالش کشیدن سوژه، درون­گرایی نیز زیر سؤال می­‌رود و جسم و تکثر آن اهمیت می­‌یابد. متأثر از همین نزاع بر سر روح و بدن است که دیلتای، از روان‌تنی سخن می­‌گوید.

مسئله انحطاط نیز در کتاب اول کتاب شهر خدا، محوریت خاصی دارد. با توجه به حمله بربرها انحطاط، به یکی از دغدغه­‌های بزرگ رومی­‌ها بدل شد. چرا تمدن روم سقوط کرد؟ سؤال آگواستین هم بی‌نسبت با این پرسش نیست (ص ۲۵). ازنظر آگوستین عامل انحطاط روم را، نباید در گرایش به مسیحیت دانست، بلکه عامل اصلی سقوط روم را باید در خود اندیشه رومی و بخصوص قوانین مربوط به جنگ در روم جستجو کرد. در قانون جنگ رومی، آن‌ها معتقد بودند که دشمن را باید تا مرز نابودی پیش برد و ماکیاولی نیز به دنبال بازگشت به همین اندیشه رومی بود. تأمل آگوستین در رابطه با منطق انحطاط، بحث مهمی ازنظر ما می­‌تواند باشد، چراکه ما نیز در تاریخ خود به مسئله انحطاط روبه­‌رو بوده‌ایم و تأمل در منطق انحطاط برای ما مهم می‌باشد.

[ssba]

دیدگاه ها